سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
162
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
اين شبكه جاسوسى توسط معاويه تشديد شد و دامنهء آن گسترش فوق العادهء بيشترى به خود گرفت . تبادل نامههاى فراوانى در موضوع جاسوسان ، بين حسن ( ع ) و معاويه و همچنين ، بين عبد الله بن العباس و معاويه وجود دارد . ( 15 ) معاويه ، حتى اقدام به چنين فعّاليتهاى تخريبى را انكار نكرد . سرانجام ، وى شروع به تداركات جنگ نمود و همه فرماندهان نيروها را از شام ، فلسطين و اردن ، به منظور پيوستگى به خود فرا خواند . امير شام ، به سرعت ، با ارتش شصت هزارى نفرى ( 16 ) و حركت از جاده معمولى نظامى از بين النهرين به طرف مسكن در مرزهاى دجله در موصل به طرف كوفه ، عليه حسن ( ع ) به راه افتاد . حسن چون از مقاصد جنگ افروزى معاويه آگاه شد ، مىبايست خود را مهياى دفاع كند و مجبور شد تا ميدان را به دست بگيرد قبل از اينكه به تقويت موقعيّت خود يا تجديد سازمان ادارى كشور كه با مرگ پدرش به حالت هرج و مرج افتاده بود بپردازد . معاويه از اقدام به چنين عمل سريعى دو منظور داشت : اول ، با نمايش اسلحه و قدرت ، امّيدوار بود تا حسن ( ع ) را مجبور به كنارهگيرى كند و ثانيا اگر اين روش ، با موفقيّت روبرو نشد ، به نيروهاى عراقى قبل از اينكه فرصت يابند تا موقعيّت خود را تحكيم بخشند ، حمله نمايد . به همين دليل بود كه معاويه عمدا با شيوهاى خيلى آرام به سوى عراق حركت كرد و پيوسته به حسن ( ع ) نامه مىنوشت و از او مىخواست كه به جنگ اقدام نكند و پافشارى مىنمود تا به خود بيايد و به كنارهگيرى موافقت كند . اگر حسن ( ع ) در ميدان جنگ شكست مىخورد ، تنها به قدرت رسيدن معاويه را نتيجه مىداد ولى اگر از خلافت كنارهگيرى مىكرد ، قانونى اساسى براى معاويه مهيّا مىنمود و به علاوه قدرت او را مشروعيّت مىداد . اين بود آنچه كه معاويه براى نيل به آن تلاش مىنمود . علاوه بر اين ، هزيمت يا قتل حسن ( ع ) ، بدون اينكه آن حضرت از حقّ خود استعفا كرده باشد ، تهديدى جدّى براى حكومت معاويه محسوب مىشد زيرا شخص ديگرى از خاندان هاشم به آسانى مىتوانست مدعى جانشينى او شود . ولى اگر وى به نفع معاويه استعفا مىداد ، چنين ادعاهايى ديگر اعتبارى نداشته و موقعيّت بنى اميّه تثبيت